على رفيعى
92
تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)
به ميراث نهادن آن به دودمان خود ، وارد آوردن فشار اقتصادى بر تودههاى مردم ، ايجاد جوّ خفقان و بيم در سطح جامعه ، روى آوردن به زراندوزى ، اسرافكارى ، عياشى و بزمهاى شاهانه و . . . . ابن ابى الحديد ، دانشمند سنّى و شارح نهج البلاغه در مقدمه كتاب خود در مقام مقايسهء روش اميرمؤمنان ( ع ) با روش ديگر خلفا مىنويسد : اميرمؤمنان ( ع ) به شريعت ، مقيد و پايبند بود و مخالفت و تجاوز از آن را روا نمىدانست و بدانچه دين ، آن را حرام كرده بود عمل نمىكرد ؛ چرا كه خود آن حضرت فرمود : « اگر ديانت و تقوا نبود من زيركترين و سياستمدارترين مردم عرب بودم » . در حالى كه ديگر خلفا چنين نبودند . آنان در چارچوب مصالح و منافع خود عمل مىكردند ؛ خواه مطابق با اسلام باشد و خواه مخالف آن . « 1 » نگرش كلّى زمامداران اين دوره به منصب خلافت ، همان نگرشى بود كه پيشوايشان ابوسفيان داشت ، آنجا كه پس از انتقال خلافت به عثمان خطاب به امويان گفت : امر خلافت ( پس از رسول خدا ( ص ) ) در دست « تيم » ( طايفهء ابوبكر ) قرار گرفت ، در حالى كه ربطى به آنان نداشت ؛ پس از آن در دست طايفه « عدى » افتاد كه دور تر و دور تر بود . اكنون به جايگاه اصلى خود بازگشته و قرارگاه خويش را بازيافته است . آن را در بين خود ، موروثى كرده ميان فرزندان خود بگردانيد كه نه بهشتى در كار است و نه جهنّمى . « 2 » و نيز همانى بود كه معاويه پس از دستيابى به قدرت ، خطاب به مردم كوفه گفت : اى مردم كوفه ! مىپنداريد كه من به خاطر نماز ، زكات و حج با شما جنگيدم ؟ مىدانستم كه شما آنها را انجام مىدهيد . من بدين جهت با شما نبرد كردم كه بر شما حكمرانى كنم و اينك ، خداوند خواستهء مرا برآورده است ، هر چند شما آن را خوش نمىداريد . اكنون بدانيد ، هر خون و مالى كه در اين فتنه بر زمين ريخته و تلف شده ،
--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 28 . ( 2 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 44 و النزاع و التخاصم ، ص 31 .